بابا صفرى

153

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

و غيره لازم مىباشد . اما سابقا كه مدرسه نبود مكتب‌خانه‌هاى متعددى در اردبيل وجود داشت و معلمين والامقامى تربيت و تعليم اطفال را عهده‌دار بودند . در اين مكتب‌خانه‌ها موضوع سن مطرح نبود و همينقدر كه طفل ميتوانست در مكتب بنشيند و آمادهء خواندن باشد او را مىپذيرفتند . مكتبهاى مقدماتى كه الفبا و خواندن قرآن را به اطفال ياد ميدادند شبيه كودكستانهاى فعلى بودند و بوسيلهء معلمه - هاى زن بنام « آخوند باجى » اداره ميشدند ولى در مكتبهاى بالاتر كه كتابهاى ادبى و صرف و نحو عربى ميآموختند آخوندهاى مبرزى بودند و مكتب برخى از آنها شهرت زيادى داشت . تعليمات اوليه براى اطفال ياد دادن حروف عربى و حركات و تلفظ صحيح آنها به منظور خواندن قرآن مجيد بود . بعد از مدتى كه اين تعليم با موفقيت بپايان ميرسيد خواندن قرآن آغاز ميگشت و هنگامى كه طفل موفق بختم قرآن ميگرديد بشكرانهء اين امر مهم مهمانىاى در خانهء او بناهار ترتيب مييافت و از معلم و همشاگرديهاى وى دعوت ميشد و نيز هديه و خلعتى بمعلم اهدا ميگرديد . پس از پايان قرآن غالبا امر تحصيل پايان يافته تلقى ميشد ولى كسانى كه بادامهء تحصيل ميپرداختند خوشنويسى ياد ميگرفتند و بموازات آن خواندن كتابهاى فارسى مثل گلستان سعدى ، تنبيه الغافلين ، اخلاق ناصرى ، نصاب الصبيان ، قابوسنامه و نظاير آنها نيز بشاگردان تعليم ميشد و طرز نامه‌نگارى از روى منشآت نويسندگان نامى سابق مثل قائم مقام و غيره تدريس ميگشت . حساب نيز آموخته ميشد ولى نه بر سبك اعداد بلكه بطور سياق « 1 » . اينها تعليماتى بود كه براى زندگى در محيط اجتماعى آن روز كافى به نظر ميرسيد ليكن كسانى كه ميخواستند بيشتر بخوانند غالبا بمدارس طلاب علوم دينى ميرفتند و از محضر مدرسان دانشمند بهره ميگرفتند . ناگفته نماند كه اينعده محدود بود زيرا اولا بيشتر خانواده‌ها امكان نداشتند كه فرزند خود را به تحصيل بگذارند و ثانيا علم و دانش نيز بقدريكه امروزه در امر زندگى مؤثر است اثرى از آن حيث در گذشته نداشت و در نتيجه از

--> ( 1 ) - روش سياق برمبناى نام عربى اعداد بود و چون يك قران هزار دينار بود آن را به صورت الف ، صدرا كه مائه بود بدان شكل والخ . . . مىنوشتند ، نمونهء آن در صفحهء 210 آمده است .